در هرجامعه ای،در هرشهری،در هر کشوری،مردم با یک دید با یک برش به دو قسم تقسیم می شوند.یک قسم کسانی که از روی فکر و فهمیدگی وآگاهی و تصمیم گیری کار می کنند.یک راهی را می شناسند و دنبال آن راه حرکت می کنند،خوب و بدش را کار نداریم-یک قسم اینها هستند-اسم اینها را خواص بگذاریم.یک قسم هم کسانی هستند که نه،دنبال این نیستند که ببینند چه راهی درست است،چه حرکتی صحیح است.بفهمند ،بسنجند،تحلیل کنند،درک کنند.می بینند که جو این طوری است،دنبال آن جو حرکت می کنند.اسم این را بگذاریم عوام»

 شناسانه  مردم را در مواجهه با پدیده ها و وقایع به این دو گروه عمده تقسیم می کنند.

در اینجا اساسی ترین سوالی که مطرح می شود این است که این تقسیم بندی بر چه مبنایی صورت گرفته است؟ خواص و عوام را چه عنصری از هم جدا می کند؟

واحد بنیادین این تحلیل جامعه شناسانه عنصر آگاهی و فکر است.یعنی انتخاب بر مبنای فکر و آگاهی گروهی از مردم را که از این ابزار استفاده می کنند را از گروه دیگر که از آن استفاده نمی کنند جدا می کند.د

هنگامی که پدیده ای اجتماعی و سیاسی به وقوع می پیوندد،افرادی در برابر آن موضع گیری می کنند.از راه هایی که آن پدیده ایجاد می کند یکی را انتخاب می کنند.انتخاب آنها بر اساس فکر و تحلیل است.تصمیم گیری آنها مبتنی بر فهم آنها از شرایط است.در مقابل گروه کثیری از مردم که فاقد عنصر آگاهی هستند،منتظر تصمیم خواص می مانند.خود را با جهت جریان همسو می سازند و به اصطلاح همرنگ جماعت می شوند.وقتی جو عمومی جامعه به سمتی برود اینها نیز به همان سمت می روند.به تعبیر مقام معظم رهبری«عوام یعنی کسانی که وقتی جو به یک سمتی می رود،اینها هم می روند.تحلیلی ندارند.یک وقت مردم می گویند زنده باد،این هم نگاه می کند و می گوید زنده باد.یک وقتی مردم می گویند مرده باد،او هم نگاه می کند و می گوید مرده باد.یک وقت جو اینگونه است،اینجا می آید.یک وقت جو « طور است « جا می آید.»

شاید یکی از بهترین مثال های تاریخی برای این مطلب داستان حضرت مسلم و مردم كوفه است.همگامی که مسلم بن عقیل وارد کوفه شد 18هزار نفر با او بیعت کردند.اما با ورود ابن زیاد و ارعاب و تهدید و تطمیع،همین مردم به روی مسلم شمشیر می کشند.

همواره در طول تاریخ خواص نقش آفرینان حوادث و پدیده های سیاسی و اجتماعی بوده اند.از این رو برای دریافت بینش صحیح و تحلیل درست تاریخ باید خواص در هر زمان و مکان و در هر حادثه را مورد توجه قرار داد.

تقسیم بندی کلان جوامع بشری به دو گروه خواص و عوام فارغ از گرایش ها و باورها بوده است.یعنی چه در جبهه حق و چه در جبهه باطل خواص و عوام وجود دارد.تکلیف خواص طرفدار باطل روشن است.باید با اینها جنگید ومقابله کرد.اما شناخت نقش و تاثیر خواص طرفدار حق در تاریخ همان است که به عنوان عبرت های تاریخ مطرح می شود.

اینگونه شناخت از تاریخ چه سودی برای ما دارد؟پاسخ این سوال بستگی به نوع نگاه و تعریف ما از تاریخ دارد.مقام معظم رهبری تاریخ را اینگونه تعریف می کنند«تاریخ یعنی شرح حال ما ،منتها در یک صحنه دیگر.تاریخ یعنی من و شما.یعنی همین هایی که امروز اینجا هستیم.پی اگر ما شرح تاریخ را می گوییم،هرکدام از ما باید تگاه کنیم ببینیم کجای این داستانیم.کدام قسمت قرار گرفته ایم.بعدا ببینیم آن کسی که مثل ما در این قسمت قرار گرفته بود،آن روز چگونه عمل می کرد که ضربه خورد.ما آن گونه عمل نکنیم».